🔸 تصاویر این پست را دوستان کتابخوان کرمانشاهی برای ما ارسال کردهاند. مربیها و کتابداران خوبِ مجموعهی «با من بخوان» با توجه به فرهنگ و امکانات موجود هر منطقه، نمک و فلفل قصهها را کم و زیاد میکنند تا مزهی کتابها با ذائقهی بچهها جور دربیاید. 🔸 در این پست بخشی از تجربهی هرکدام از این کتابداران و تسهیلگران را دربارهی دو کتاب «ماجراجویان بزرگ» و «پسری که فیل را بزرگ کرد» آوردهایم: 🔸 کتاب: ماجراجویان بزرگمربی: پروین حقگویی و ماریه حقگوییامروز ظهر داستان ابن بطوطه را با بچهها خواندیم. بچهها دربارهی تجربههایی که داشتند صحبت کردند. یکی از جذاب ترین بحثهایی بود که باهم داشتیم. دربارهی شهرهای توریستی ایران حرف زدیم. بچه ها به هم آدرس میدادند و آن را تصور میکردند و جزئیاتش را میگفتند. فهمیدم چقدر جزءنگرند و چقدر به تفاوت فرهنگی طایفههای پدری و مادری و قوم و خویش خود آگاهند. همهی این اطلاعات را در […]
Read moreمعرفی مجموعهی «بچههای اطراف جهان»
🔸 مجموعهی «بچههای اطراف جهان» شش ماجرای واقعی از بچههایی است که در کشورهای بروندی، بورکینافاسو، کانادا، هندوراس، بنگلادش و زامبیا زندگی میکنند. 🔸 شرایط خانوادگی، وضعیت اقتصادی، حتی طبیعتی که هرکدام از این بچهها توی آن زندگی میکنند با دیگری فرق دارد اما یک چیز بین همهشان مشترک است: نجات دادن آدمها، حیوانات و محیطزيست محل زندگیشان در همان کودکی. 🔸 این بچهها برای قهرمان شدن منتظر نماندند تا ۱۸ سالشان بشود و کارهای بزرگ یا عجیب و غریب بکنند. آنها قهرمانهای دوستداشتنی و کوچکی هستند که یادمان میاندازند هر جا زندگی کنیم و در هر سنی که باشیم، میتوانیم قدمهای تأثیرگذاری برای بهتر کردن محیط اطرفمان برداریم. 🔸 یکی از جذابیتهای مجموعهی بچههای اطراف جهان این است که، بعد از خواندن داستان هر کدام از بچهها، در صفحههای پایانی کتاب، میتوانید عکس واقعی قهرمان داستان را ببینید و برای شروع یک ماجرای تازه و یک تغییر ایده و […]
Read moreداستان پسری که خانهی بیدود ساخت
🔹 «پسری که خانهی بیدود ساخت» داستان پسری به نام اقبال است. اقبال در کوچهپسکوچههای بنگلادش زندگی میکند، جایی که اگر باران ببارد آشپزی کار سختتری میشود. اقبال با کمک خواهرش سعدیه به ایدههای جدیدی میرسد و تصمیم میگیرد وسیلهای بسازد که زندگی را برای افراد خانواده و روستایش راحتتر میکند. 🔹 داستان اقبال داستان عادت نکردن به مشکلاتی است که چند نسل از مردم یک خانواده، یک محله یا یک روستا با آن کنار آمدهاند اما بچهها و نوجوانها دوست دارند با راهحلهای ساده و کاربردی خود زندگی بیدردسرتری را تجربه کنند. 🔹 این کتاب همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادر و پدرهاست تا از امکانات ساده و در دسترس کلاسهای درس و زندگی معمولی ایده بگیریم و با کمک گرفتن از تجربۀ بچههای اطراف جهان برای ساختن دنیایی بهتر آماده و امیدوار باشیم. 🔹 مجموعهی بچههای اطراف جهان یک مجموعهی شش جلدی است. میتوانید هر شش […]
Read moreداستان واقعی پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت
🔸 «پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت» داستان واقعی بچههایی است که نمیدانند چرا اوضاع به هم ریخته اما با کمک همدیگر ترس و تاریکی و قلدری را از محل زندگیشان دور میکنند. 🔸 در این کتاب صدای خندهی دئو و دوستانش را میشنوید. صدای بچههایی که به خاطر جنگ از خانههایشان دور شدند اما یک مهارت معمولی، مثل درست کردن توپ با برگ درخت موز، حالوهوای محل زندگیشان را بهتر میکند. 🔸این کتاب همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادر و پدرهاست. همصحبت خوبی که باعث میشود از مهارتهای کوچکی که داریم شادیهای بزرگتری بسازیم و از تجربهی بچههای اطراف جهان کمک بگیریم تا با بچههای گوشهکنار ایران خوش بگذرانیم و مراقب آدمهای کوچک و بزرگ دور و برمان باشیم. 🔸مجموعهی «بچههای اطراف جهان» مجموعهای شش جلدی است، هر کتاب از این مجموعه نوجوانی از یک گوشهی دنیا را معرفی میکند که توانسته برای بهتر کردن […]
Read moreداستان واقعی پسری که صدای خرسها شد
🔸 «پسری که صدای خرسها شد» داستان واقعی زندگی سایمون جکسون است. سایمون برای نجات خرسهایی که مثل خودش خجالتی بودند از ۷ سالگی پولتوجیبیهایش را جمع کرد، لیموناد و کارت پستال دستساز فروخت، در نمایشگاه عکاسی مدرسه برنده شد و کلی نامهنگاری کرد تا انجمن جوانان خرس شبح را تأسیس کند. 🔸 سایمون از هفت تا شانزده سالگی، با این که هنوز یک بچهی مدرسهای بود کارهای کوچک مختلفی انجام داد تا به خرسها، جنگلها و آدمهای زیادی کمک کند. او فکر میکرد حرف زدن با آدمها مثل انداختن یک سنگ کوچک توی برکه است. اول موج کوچکی درست میشود. بعد آدمها یکی یکی آن حرف را به نفر بعد میزنند تا این موج به جاهای دورتری برسد. 🔸 مجموعهی بچههای اطراف جهان همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادر و پدرهاست. همصحبت خوبی که به ما نشان میدهد چطور دست روی دست نگذاریم و از تجربهی بچههای […]
Read moreداستان دختری که مزرعه را نجات داد
🔸 «دختری که مزرعه را نجات داد» داستان بچههایی است که با اسباببازیها و وسایل معمولیای که دارند کارهای مهمی انجام میدهند و به بقیه کمک میکنند. 🔸 قرمز بزرگ یک دوچرخهی معمولی بود اما دست به دست بین دخترها و پسرهای گوشهوکنار جهان چرخید و با کمک بچههایی که دوستش داشتند تبدیل به یک دوچرخهی بهدردبخور و رویایی شد. 🔸 این کتاب همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادر و پدرهاست. همصحبت خوبی که باعث میشود عمر وسیلههایی که دوستشان داریم را طولانیتر کنیم. از تجربهی بچههای اطراف جهان کمک بگیریم و محیط دوستداشتنیتری برای زندگی خودمان و بچههای همسنوسال ایران بسازیم. 🔸 مجموعهی بچههای اطراف جهان شش دختر و پسر از کشورهای مختلف را معرفی میکند که موفق شدند کارهای ساده ولی موثری برای زندگیشان انجام دهند. کتابهای این مجموعه را هم میتوانید تکی تهیه کنید، هم به صورت پک ششتایی.
Read moreداستان واقعی دختری که باغ را سرسبز کرد
🔸 «دختری که باغ را سرسبز کرد» داستان واقعی دختری است که دلش میخواست برای خانواده و روستایش کاری بکند. 🔸ماریا لوز بهجز خانواده و روستایش حتی از خاک زیر پایشان هم مراقبت میکند. او در این داستان با کمک معلمش دیوار مدرسه را خراب میکند تا کلاس کوچک و تاریکشان شبیه لانهی جغدها و خفاشها نباشد. از لابهلای تصویرسازیهای این کتاب شادی و امید و روشنایی جوانه میزند. 🔸این مجموعه همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادرپدرهاست. همصحبت خوبی که به ما کمک میکند نگرانیهای نوجوانها و احساس مسئولیتشان را ببینیم و با استفاده از تجربهی بچههای اطراف جهان محیط دوستداشتنیتری برای زندگی خودمان و بچههای همسنسال ایران بسازیم.
Read moreتصاویر واقعی از پسری که یک فیل را بزرگ کرد
🔹 «پسری که فیل را بزرگ کرد» با الهام از یک داستان واقعی نوشته شده: ماجرای جالب آرون، پسری اهل زامبیا و زامبزی، فیل نوزادی که مادرش را از دست داده است. 🔹 آرون یاد گرفته بود فیلها را موجودات خطرناکی ببیند. او اصلاً باور نمیکرد موجود به این بزرگی با شیشه شیر بخورد، کرم ضدآفتاب بزند و مثل یک نوزاد نیاز به مراقبت داشته باشد.در این داستان با آرون به کودکستان فیلهای لیلایی میرویم، در میان صفحات کتاب اطلاعات بامزهای دربارهی زندگی فیلها به دست میآوریم و با کارهایی که یک پسربچهی اهل زامبیا برای محافظت از محیط زیست انجام داده آشنا میشویم. 🔹 این کتاب همصحبت خوبی برای بچهها، معلمها، نوجوانها و مادر و پدرهاست. همصحبت خوبی که باعث میشود یک بار دیگر به چیزهایی که از آن میترسیدیم فکر کنیم و از تجربهی بچههای اطراف جهان استفاده کنیم تا محیط دوستداشتنیتری برای زندگی خودمان و موجودات دور […]
Read moreخوراکیهای ایرانی از نگاه بچههای جهان
🍳 تا حالا فکر کردید خوراکیهایی که بهشان عادت داریم و هر روز سراغشان میرویم، برای آدمهای یک شهر یا یک کشور دیگر چه شکلی هستند؟ ☕️ در این ویدیو بچههایی در گوشهی دیگری از دنیا مزهی نقل و چایونبات ایرانی را میچشند. بچهها کشف چیزهای تازه را دوست دارند، و ذائقهشان هم هنوز کامل شکل نگرفته، معمولاً هم خیلی رک و بیرودربایستی دربارهی خوراکیها نظر میدهند، این بچهها هم نظرهای متفاوتی دربارهی خوراکیهای محبوب ما ایرانیها دارند. 🙂 🌎 در نشر ادامه مثالهای متنوعی از زندگی آدمها در کشورهای مختلف پیدا میکنیم و ایدههایمان را با شما به اشتراک میگذاریم تا دنیای بچهها بزرگتر از قبل بشود. با خواندن کتاب «وقت چای در اطراف جهان» میتوانید به بهانهی چایی دور دنیا را بگردید و مزهی ماجراجویی با کتابها را بچشید.
Read moreکیوان سررشته
کیوان سررشته در سال ۱۳۶۵ در تهران متولد شده است. مدرک کارشناسی تئاتر در گرایش نمایش عروسکی از دانشگاه تهران دارد و هنوز دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی محسوب میشود. او ترجمه را از مقالات دانشگاهی شروع کرد. سپس به سراغ کتابهای تخصصی حوزهی خود رفت و ابتدا در سال ۱۳۸۹ به صورت مشترک کتابی در مورد کارگردان آوانگارد لهستانی تادئوش کانتور ترجمه کرد (خیال بدون مرز، انتشارات نمایش، ترجمه مشترک با محمدرضا بابایی) و بعد در ۱۳۹۳ به تئاتر مستند پرداخت (ورباتیم: تئاتر مستند انگلستان انتشارات نوروز هنر). فعالیت کیوان سررشته در زمینهی ترجمهی ادبی از سال ۱۳۹۴ و با حضورش در بخش ترجمهی مجلهی همشهری داستان جدیتر شد. علاقهی کیوان سررشته به موضوعات مستند و ناداستان باعث شد تا او در طول دو سال فعالیتش در این مجله بیشتر به سراغ ترجمهی آثاری برود که با تعریف کلاسیک «داستان» فاصله داشتند و مرزهای معمول ادبیات در آنها کمرنگتر میشدند: […]
Read more