0
Your Cart

در یتیم‌خانه‌ی فیل‌ها چه خبر است؟

🐘 می‌دانستی بچه‌فیل‌ها تا دوسالگی فقط شیر مادرشان را می‌خورند؟این یعنی یک بچه فیل اگر مادر و خانواده‌اش را گم کند خیلی زود در طبیعت به دردسر می‌افتد و ممکن است حتی زنده نماند.برای همین در بعضی کشورهای آفریقایی مثل کنیا و زامبیا جاهایی به اسم یتیم‌خانه‌ی فیل‌ها تأسیس شده و از بچه‌فیل‌هایی که خانواده‌شان را گم کرده‌اند مراقبت می‌کنند تا وقتی که بتوانند در طبیعت غذا بخورند و گلیم خودشان را از آب در بیاورند! 🐘 عکس‌های این پست از یک یتیم‌خانه‌ی قدیمی و بزرگ فیل‌ها به اسم «شلدریک» در کنیا هستند که یکی از دوستان ادامه اختصاصی برایمان فرستاده! و متن‌هایی که می‌خوانید از خاطرات پرستاران این یتیم‌خانه در سایت یتیم‌خانه‌ی شلدریک انتخاب شده‌اند. سایت یتیم‌خانه‌ی شلدریک هر ماه خاطراتی از این پرستاران داوطلب را منتشر می‌کند. 🐘 در کتاب «پسری که فیل را بزرگ کرد»، یک قصه‌ی واقعی می‌خوانید از بچه‌ای به نام آرون که با این […]

Read more

بچه‌های اطراف جهان: کرمانشاه

‌🔸 تصاویر این پست را دوستان کتابخوان کرمانشاهی برای ما ارسال کرده‌اند. مربی‌ها و کتابداران خوبِ مجموعه‌ی «با من بخوان» با توجه به فرهنگ و امکانات موجود هر منطقه، نمک و فلفل قصه‌ها را کم و زیاد می‌کنند تا مزه‌ی کتاب‌ها‌ با ذائقه‌ی بچه‌ها جور دربیاید. 🔸 در این پست بخشی از تجربه‌ی هرکدام از این کتابداران و تسهیلگران را درباره‌ی دو کتاب «ماجراجویان بزرگ» و «پسری که فیل را بزرگ کرد» آورده‌ایم: 🔸 کتاب: ماجراجویان بزرگمربی: پروین حق‌گویی و ماریه حق‌گوییامروز ظهر داستان ابن بطوطه را با بچه‌ها خواندیم. بچه‌ها درباره‌ی تجربه‌هایی که داشتند صحبت کردند. یکی از جذاب ترین بحث‌هایی بود که باهم داشتیم. درباره‌ی شهرهای توریستی ایران حرف زدیم. بچه ها به هم‌ آدرس می‌دادند و آن را تصور می‌کردند و جزئیاتش را می‌گفتند. فهمیدم چقدر جزء‌نگرند و چقدر به تفاوت فرهنگی طایفه‌های پدری و مادری و قوم و خویش خود آگاهند. همه‌ی این‌ اطلاعات را در […]

Read more

هدیه‌ی بچه‌های ایرانی به یک نویسنده‌ی خارجی

🔹 نقاشی‌های این پست را دانش‌آموزان ۱۰ ساله‌ی یک دبستان دخترانه در شرق تهران برای تشکر از رینا تلگمایر، نویسنده‌ی کتاب‌های «لبخندها»، «خواهرها» و «دلهره‌ها» کشیده‌اند. رینا امسال ۴۵ ساله شد اما بیشتر بچه‌ها هنوز هم او را شبیه همان دختر صمیمی ۱۰-۱۵ ساله‌ای می‌بینند که توی کتاب باهاش آشنا شدند و خیلی خیلی شبیه خودشان است. 🔹 معلم فارسی این دختر بچه‌های خلاق در یادداشتی که همراه نقاشی‌ها فرستاده برای ما نوشته است:«برام عجیب بود چرا بین این همه کتاب “خواهرها” و “لبخندها” انقدر طرفدار پیدا کردند؟ شاید چون واقعی بودند، شاید هم چون تصویری بودند و نسبتا زود تموم می‌شدند. مثلا بچه می‌دید که در یک روز ۲۰۰ صفحه کتاب خونده و اعتماد به نفس می‌گرفت. ولی خودم کتاب‌های این مجموعه رو دوست دارم چون همه‌جور بچه‌ای رو جذب کردند، بچه‌ای که اهل نقاشیه، اونی که طنز می‌پسنده، یا کسی که نگرانی یا بیماری خاصی داره.» 🔹 خوشحال […]

Read more

داستان واقعی پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت

🔸 «پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت» داستان واقعی بچه‌هایی است که نمی‌دانند چرا اوضاع به هم ریخته اما با کمک همدیگر ترس و تاریکی و قلدری را از محل زندگی‌شان دور می‌کنند. 🔸 در این کتاب صدای خنده‌ی دئو و دوستانش را می‌شنوید. صدای بچه‌هایی که به خاطر جنگ از خانه‌هایشان دور شدند اما یک مهارت معمولی، مثل درست کردن توپ با برگ درخت موز، حال‌وهوای محل زندگی‌شان را بهتر می‌کند. 🔸این کتاب هم‌صحبت خوبی برای بچه‌ها، معلم‌ها، نوجوان‌ها و مادر و پدرهاست. هم‌صحبت خوبی که باعث می‌شود از مهارت‌های کوچکی که داریم شادی‌های بزرگ‌تری بسازیم و از تجربه‌ی بچه‌های اطراف جهان کمک بگیریم تا با بچه‌های گوشه‌کنار ایران خوش بگذرانیم و مراقب آدم‌های کوچک و بزرگ دور و برمان باشیم. 🔸مجموعه‌ی «بچه‌های اطراف جهان» مجموعه‌ای شش جلدی است، هر کتاب از این مجموعه نوجوانی از یک گوشه‌ی دنیا را معرفی می‌کند که توانسته برای بهتر کردن […]

Read more

داستان واقعی پسری که صدای خرس‌ها شد

🔸 «پسری که صدای خرس‌ها شد» داستان واقعی زندگی سایمون جکسون است. سایمون برای نجات خرس‌هایی که مثل خودش خجالتی بودند از ۷ سالگی پول‌توجیبی‌هایش را جمع کرد، لیموناد و کارت پستال دست‌ساز فروخت، در نمایشگاه عکاسی مدرسه برنده شد و کلی نامه‌نگاری کرد تا انجمن جوانان خرس شبح را تأسیس کند. 🔸 سایمون از هفت تا شانزده سالگی، با این که هنوز یک بچه‌ی مدرسه‌ای بود کارهای کوچک مختلفی انجام داد تا به خرس‌ها، جنگل‌ها و آدم‌های زیادی کمک کند. او فکر می‌کرد حرف زدن با آدم‌ها مثل انداختن یک سنگ کوچک توی برکه است. اول موج‌ کوچکی درست می‌شود. بعد آدم‌ها یکی یکی آن حرف را به نفر بعد می‌زنند تا این موج‌ به جاهای دورتری برسد. 🔸 مجموعه‌ی بچه‌های اطراف جهان هم‌صحبت خوبی برای بچه‌ها، معلم‌ها، نوجوان‌ها و مادر و پدرهاست. هم‌صحبت خوبی که به ما نشان می‌دهد چطور دست روی دست نگذاریم و از تجربه‌ی بچه‌های […]

Read more

داستان دختری که مزرعه را نجات داد

🔸 «دختری که مزرعه را نجات داد» داستان بچه‌هایی است که با اسباب‌بازی‌ها و وسایل معمولی‌ای که دارند کارهای مهمی انجام می‌دهند و به بقیه کمک می‌کنند. 🔸 قرمز بزرگ یک دوچرخه‌ی معمولی بود اما دست به دست بین دخترها و پسرهای گوشه‌وکنار جهان چرخید و با کمک بچه‌هایی که دوستش داشتند تبدیل به یک دوچرخه‌ی به‌دردبخور و رویایی شد. 🔸 این کتاب هم‌صحبت خوبی برای بچه‌ها، معلم‌ها، نوجوان‌ها و مادر و پدرهاست. هم‌صحبت خوبی که باعث می‌شود عمر وسیله‌هایی که دوست‌شان داریم را طولانی‌تر کنیم. از تجربه‌ی بچه‌های اطراف جهان کمک بگیریم و محیط دوست‌داشتنی‌تری برای زندگی خودمان و بچه‌های هم‌سن‌وسال ایران بسازیم. 🔸 مجموعه‌ی بچه‌های اطراف جهان شش دختر و پسر از کشورهای مختلف را معرفی می‌کند که موفق شدند کارهای ساده ولی موثری برای زندگی‌شان انجام دهند. کتاب‌های این مجموعه را هم می‌توانید تکی‌ تهیه کنید، هم به صورت پک‌ شش‌تایی.

Read more

تصاویر واقعی از پسری که یک فیل را بزرگ کرد

🔹 «پسری که فیل را بزرگ کرد» با الهام از یک داستان واقعی نوشته شده: ماجرای جالب آرون، پسری اهل زامبیا و زامبزی، فیل نوزادی که مادرش را از دست داده است. 🔹 آرون یاد گرفته بود فیل‌ها را موجودات خطرناکی ببیند. او اصلاً باور نمی‌کرد موجود به این بزرگی با شیشه شیر بخورد، کرم ضدآفتاب بزند و مثل یک نوزاد نیاز به مراقبت داشته باشد.در این داستان با آرون به کودکستان فیل‌های لیلایی می‌رویم، در میان صفحات کتاب اطلاعات بامزه‌ای درباره‌ی زندگی فیل‌ها به دست می‌آوریم و با کارهایی که یک پسربچه‌ی اهل زامبیا برای محافظت از محیط زیست انجام داده آشنا می‌شویم. 🔹 این کتاب هم‌صحبت خوبی برای بچه‌ها، معلم‌ها، نوجوان‌ها و مادر و پدرهاست. هم‌صحبت خوبی که باعث می‌شود یک بار دیگر به چیزهایی که از آن‌ می‌ترسیدیم فکر کنیم و از تجربه‌ی بچه‌های اطراف جهان استفاده کنیم تا محیط دوست‌داشتنی‌تری برای زندگی خودمان و موجودات دور […]

Read more

یک، دو، سه؛ پروژه‌ی عکاسی مستند یک پدر از دخترهایش

🔸 فکر کنید یک روز در حال مرتب کردن خانه‌ی پدر و مادرتان هستید و ناگهان یک عالمه عکس از کودکی‌تان پیدا می‌کنید که تا حالا ندیده‌اید!این اتفاقی‌ است که برای شین نوگوچی، عکاس ژاپنی افتاده. او متوجه شد که این عکس‌ها را مادرش از او گرفته و همین کشف به او ایده‌ی یک پروژه‌ی عکاسی داد. در پروژه‌ی عکاسی «یک، دو، سه» نوگوچی تلاش می‌کند با عکاسی از دخترهایش، رابطه‌اش را با آن‌‌ها بهتر کند. 🔸 «بچه‌ها به من لحظه‌های خیلی قشنگی هدیه می‌کنند، فکر می‌کنم این لحظه‌‌ها هدیه‌اند و در برابر این هدیه‌های بی‌نظیر، تنها کاری که از دستم برمی‌آید شکار کردن و ثبت کردن‌‌شان است.»عکس‌های پروژه‌ی «یک، دو، سه» مثل یک آلبوم خانوادگی به زندگی خانواده‌ی نوگوچی سرک می‌کشند و توجه‌مان را به شخصیت سه عضو کوچک این خانواده جلب می‌کنند. برخلاف عکس‌های معمول از بچه‌ها، که لحظه‌های فوتوژنیک و ژست‌های نمایشی را ثبت می‌کنند، عکس‌های نوگوچی […]

Read more

بچه‌ها و جشن رمضان در اطراف جهان

🌙 با این عکس‌ها گوشه‌ای از حال‌وهوای بچه‌ها در ماه مبارک رمضان را با شما به اشتراک می‌گذاریم و سری به کوچه‌خیابان‌های کشورهای مسلمان می‌زنیم تا ‌لحظه‌هایی را ببینیم که این آیین حال بچه‌ها و بزرگ‌ترها را خوب‌تر می‌کند. ✨ در خیلی از کشورهای مسلمان ماه رمضان پر از شوروحال و بهانه‌ای برای جشن و شادی دسته‌جمعی است. روزها و شب‌هایی که پر از نور و طعم و صدا هستند تا خاطره‌‌ی خوشی از دوستی با خدا را توی ذهن بچه‌ها به یادگار بگذارند. 🎆 در این ماه بچه‌های مصر به رسم پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان توی کوچه‌وخیابان‌ فانوس می‌گردانند.زنان و دختران پاکستانی روی دست‌هایشان حنا می‌گذارند. در کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس بچه‌ها لباس‌های قشنگ مهمانی‌شان را می‌پوشند و در کوچه‌ها آواز می‌خوانند، مردم هم به آن‌ها شیرینی و شکلات و هدیه‌های جورواجور می‌دهند. 🍧 در ایران هم بعضی از اقوام آیین‌ها و فرهنگ و رسم‌ورسوم و حتی خوراکی‌های مخصوص به […]

Read more

لحظه‌های خاطره‌انگیزِ سفر خانوادگی با ماشین

🚙 پنج نفر؟ هفت نفر؟ دوازده‌ نفر؟ رکورد خانوادگی شما برای سوار شدن در یک ماشین قدیمی چندتاست؟ 🚗 وقتی بچه بودید بیشتر با چه ماشینی به سفر می‌رفتید؟ رنو؟ پیکان؟ پراید؟ پاترول؟ وانت آبی؟ جیپ؟ 🪀 چه وسیله‌ی عجیب‌غریبی را با خودتان می‌بردید؟ یک عروسک خاص؟ چرخ کمکی دوچرخه؟ عرق نعنا؟ آفتابه؟ یا نخ‌سوزن مشکی؟ 🏞️ اگر در روزهای آخر تابستان هوس مسافرت کردید، یا در خانه‌اید اما ترجیح می‌دادید نباشید، این مطلب شما را به یک سفر خاطرانگیز می‌برد! به یک سفر جاده‌ای با پس‌زمینه‌ی این صداها: 🧳 توی دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ این سوال آخر خیلی زودتر پرسیده می‌شد اگر کل فامیل با یک ماشین به مسافرت می‌رفتند! 📚 در کتاب مصور «خواهرها» یک خاطره‌ی بامزه و واقعی از خانواده‌ی تلگمایر می‌خوانید، که برای اولین‌بار بدون پدرشان به سفر جاده‌ای رفتند. دو خواهر و یک برادر که باید در یک جاده‌ی طولااانی روی صندلی‌های عقب ماشین بنشینند […]

Read more